
و اما انگیزة نگارش این یادداشت مطلب دیگری است که مربوط است به وطن بلازده من: ایران.گفتم که من رنگین پوست نبوده و هرگز(مانند دیگر هموطنانم) ستم تبعیضات نژادی را تجربه و حس نکردهام، اما من و نیاکانم و معاصرانم در سرزمینی زیستهایم که همواره از تبعیضات فراگیر و عمیق و اجتماعی و سیاسی و قومی و جنسیتی و انواع آپارتاید رنج برده و از اصل بنیادین حقوق بشر یعنی برابری ذاتی انسانها در تمام حقوق انسانی کم و بیش محروم بوده ایم.
طبق قانون هیچ سُنی¬ای به رهبری و یا ریاست جمهوری نمیرسد و حتی کسی از این شمار مسلمانان به وزارت و مدیریت کلان کشور و حتی در مناطق سنینشین دست نمی یابد. هیچ زنی به مقام مدیریتی مهم و سیاسی و قضایی و دینی گمارده نمی شود. هیچ مسلمان و شیعه راست کیش و راست کرداری اما غیر معتقد به “اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه” و حتی معتقد اما منتقد برخی دیدگاههای مقام ولایت، با تیغ نظارت استصوابی حذف میشود و چنین کسی نمی تواند هرگز به هیچ مقام و منصبی برسد و در امور سیاسی و مدیریتی و گاه در امور اجتمایی و مدنی مشارکت جوید. این سر نوشت ما است. ادامه مطلب »